پایان نامه درباره بوکان

 بررسي عوامل اقتصادي و مديريتي موثر بر تمايل به سرمايه گذاري کشاورزان در سيستم هاي آبياري تحت فشار باراني (مطالعه موردي: شهرستان بوکان)

حسين زاد جواد،خياط شيركوه احمد،حياتي باب اله

گروه اقتصاد کشاورزي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه تبريز

دانش کشاورزي  1387; 18(4):29-37.

كليد واژه: آب، تمايل به سرمايه گذاري، سيستمهاي آبياري تحت فشار (باراني)، عوامل اقتصادي و مديريتي، کشاورزان، مدل لاجيت

آب يکي از مهمترين و اصلي ترين نهاده ها در توليد محصولات کشاورزي مي باشد. با توجه به محدوديت هاي منابع آبي کشور به نظر مي رسد يکي از راهکارهاي اساسي در جهت بالابردن توليد محصولات کشاورزي افزايش آب قابل دسترس از طريق صرفه جويي و استفاده بهينه از آن باشد. از جمله مهمترين اين راهکارها بکارگيري سيستم هاي آبياري تحت فشار است. با توجه به روند کند توسعه سيستم هاي آبياري تحت فشار در خيلي از مناطق کشور در مطالعه حاضر سعي شده است تا به بررسي برخي از عوامل اقتصادي و مديريتي موثر بر تمايل کشاورزان به سرمايه گذاري در سيستمهاي آبياري باراني در شهرستان بوکان که يکي از مناطق مستعد کشاورزي کشور است، پرداخته شود. در اين مطالعه از مدل لاجيت براي تعيين اثر متغيرهاي اقتصادي و مديريتي روي تمايل کشاورزان به سرمايه گذاري در سيستمهاي آبياري باراني استفاده شده است. آمار و اطلاعات مورد نياز از طريق طراحي پرسشنامه و مراجعه به کشاورزان منطقه که به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شدند، گرد آوري شد. نتايج نشان مي دهد که از بين عوامل مورد مطالعه نوع منبع آب، نوع مالکيت زمين و شرکت در جلسات توجيهي ترويجي به ترتيب با 7.9، 9.9 و 6.3 درصد، بيشترين اثرات را در تمايل به سرمايه گذاري کشاورزان در سيستم هاي آبياري تحت فشار ايجاد مي کنند.

* طراحي پارک طبيعي با استفاده از شاخص هاي طبيعي، اجتماعي و اقتصادي (مطالعه موردي: کوه سياه«برده ره ش» بوکان»

 حسين زاده دلير كريم،شهابي هيمن،قاجري نعمت،شهابي هيوا

فضاي جغرافيايي  بهار 1390; 11(33):27-45.

كليد واژه: سيستم اطلاعات جغرافيايي، پارک هاي طبيعي، مناطق تفرج، مناطق غير قابل تفرج، منطقه کوه سياه بوکان

منطقه مورد مطالعه پارک طبيعي کوه سياه است که در اطراف شهرستان بوکان واقع گرديده و وسعت آن بالغ بر 52 هکتار و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد از 1360 تا 1370 متر در نوسان است. شيب عمومي کوه سياه از 12 درصد به بالا مي باشد. در اين تحقيق ابتدا مناطق برنامه ريزي براي تفريح و مناطق غير قابل برنامه ريزي مشخص گرديد. سپس براي مناطق قابل برنامه ريزي براي تفريح با توجه به جاده هاي اصلي و فرعي موجود، تيپ هاي درختي و در مواردي با دخالت نظر طراح واحدهاي ارزيابي انتخاب شده است. فاکتورهايي به عنوان عوامل ارزيابي واحدها تعيين گرديدند و براي هر يک از عوامل فوق مدل مربوط به آن با توجه به شرايط رويشگاهي مشخص و ارايه گرديد. تشريح هر واحد جداگانه انجام و با تشکيل جدول مربوطه، نمرهاي کمي و کيفي براي آن منظور و با جمع بندي نمرات مربوطه، توان هر يک از واحدهاي تعيين و در پايان با وصل نمودن واحدهاي مربوط به طبقات، نقشه طبقه بندي توان تفريحي تهيه شده است.

اصل مقاله دراینجا

*

عوامل و متغيرهاي موثر بر تبيين بخش مرکزي شهرهاي مياني (مورد مطالعه: شهر بوکان)

 كاظميان غلام رضا،فرج كرده خدر،پرهيزكار اكبر

مديريت شهري، دانشگاه علامه طباطبايي، تهران، ايران

برنامه ريزي و آمايش فضا (مدرس علوم انساني)  پاييز 1388; 13(3 (پياپي 62)):197-225.

كليد واژه: تبيين بخش مرکزي، بوکان، شهرهاي مياني، بوکان

بخش مرکزي شهرها بسته به شرايط و ويژگيهاي خاص هر شهر و در سطوح مختلف شهري به عنوان پهنه اي که مهمترين و برترين فعاليتها را در خود جاي داده است، در شهرهاي مختلف داراي ويژگيهاي متفاوت است. با اين حال علي رغم اهميت اين بخش از شهر، تحقيقات انجام شده در مورد آن بيشتر با تاکيد بر شهرهاي بزرگ و عمدتا با هدف حل مشکل صورت پذيرفته است.
بنابراين در اين تحقيق چارچوبي متشکل از عوامل تاريخي (هسته اصلي شهر، مرحله بندي گسترش تاريخي شهر، عناصر شاخص و نمادين شهر)، اقتصادي (بازار شهر، ارزش زمين و سرقفلي واحدهاي تجاري، فعاليت موسسات مالي، بيمه و تامين اجتماعي، تراکم اشتغال)، اداري (فعاليت مراکز اداري دولتي و عمومي)، اجتماعي (تراکم جمعيت در ساعات خاصي از روز، فضاهاي عمومي شهر، برگزاري مراسم اجتماعي، تراکم مراکز فرهنگي، تراکم جمعيت، فعاليتهاي پذيرايي شهر)، ترافيکي (تعداد سفرهاي جذب شده درون شهري، سهولت دسترسي، نقطه کانوني براي ترافيک، تراکم ايستگاههاي حمل ونقل درون شهري) و کالبدي- فضايي (تراکم ساختماني، بافت قديمي، معماري مجزا، ساختار و الگوي توسعه شهر، الگو و ترکيب کاربري اراضي) ارايه شده است. سپس با تحليل فضاي شهري بوکان به عنوان يکي از شهرهاي مياني ايران، نقش هر کدام از عوامل مزبور در شکل گيري بخش مرکزي آن بررسي شد.
بررسيها نشان داد که در شهر بوکان از ميان مجموعه عوامل تاثيرگذار بر بخش مرکزي، عوامل تاريخي و اقتصادي داراي نقش بيشتري بوده، کارکرد اداري آن در طول سالهاي گذشته غير متمرکز شده و همچنين تنوع کارکردي و فعاليتي مهمترين وجه تمايز بخش مرکزي شهر بوکان از ساير قسمتهاي آن مي باشد. يافته هاي پژوهش نشان داد که بخش مرکزي شهر بوکان، که هسته تاريخي آن نيز محسوب مي شود، مهمترين و برترين فعاليتهاي شهر را در خود جاي داده است و بر اين اساس با در برگرفتن طيف گسترده اي از فعاليتهاي مختلف، داراي کارکردهاي مختلفي بوده و محدوده آن از اين لحاظ با ساير قسمتهاي شهر تفاوت اساسي دارد.

اصل مقاله دراینجا

*

مديريت زباله هاي بيمارستاني در بيمارستان هاي بوکان، مهاباد، سقز و مياندوآب در سال 1384

حبيب زاده سعيد،اديب حسامي محمد،محمودي فر يوسف

مديريت سلامت  زمستان 1385; 9(26):57-62.

مقدمه: بيمارستان ها از منابع توليد زباله در شهرها به حساب مي آيند. بخش مهمي از مواد زايد بيمارستان ها را زباله هاي مخاطره آميز تشکيل مي دهد. اگر جداسازي، جمع آوري، حمل و دفع آن به صورت مناسب انجام نگيرد، نه تنها سبب لطمه به سلامتي کارکنان و بيماران خواهد شد بلکه به صورت غيرمستقيم بر سلامتي انسان ها و جامعه اثر سو خواهد داشت. بر همين اساس مديريت زباله در بيمارستان هاي بوکان، مهاباد، مياندوآب، سقز مورد بررسي قرار گرفت.

روش بررسي: اين تحقيق به روش توصيفي به وسيله يک وارسي نامه (چک ليست) و مشاهده مستقيم در سال 1384 صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه بيمارستان هاي عمومي شهرهاي بوکان، مهاباد، مياندوآب و سقز مي باشد.

يافته ها: يافته هاي اين پژوهش نشان داد علي رغم اين که جداسازي زباله صورت مي گرفت ولي جداسازي به صورت کامل و 100 درصد نبود. در بعضي مواقع زباله ها به صورت مختلط بودند. حمل زباله در 75درصد موارد به وسيله تريلي و در 25درصد موارد به وسيله چرخ دستي بود. 50 درصد بيمارستان ها داراي زباله سوز بودند. اما در اين بيمارستان ها براساس مشاهدات کيفيت کار زباله سوزها زياد مطلوب نبود. در 25 درصد موارد زباله هاي عفوني به صورت جداگانه و در 25 درصد موارد جهت سوزاندن به بيمارستان ديگر منتقل مي شد. در هيچ کدام از بيمارستان ها سيستم سرماساز براي زباله ها وجود نداشت و در همه بيمارستان ها نحوه انتقال زباله به خارج از بيمارستان در 50 درصد موارد توأم با ساير زباله هاي شهري توسط شهرداري دفن مي شد و در 50 درصد موارد نيز به صورت جداگانه دفن مي شد.

نتيجه گيري: نظارت مستقيم و مداوم بر مديريت زباله هاي بيمارستاني داراي اهميت ويژه اي ست و بر همه مسوولان است که با تدابير ويژه به اهميت موضوع پي برده و آن را بيش از پيش مورد توجه قرار دهند

اصل مقاله دراینجا

 *مطالعات کاني شناسي و ژئوشيميايي عناصر خاکي کمياب (REE) در نهشته بوکسيتي پرمو - ترياس شمال خاوري بوکان، شمال باختري ايران

  عابديني علي،كلاگري علي اصغر،حاجي عليلو بهزاد،جهانگيري احمد

گروه زمين شناسي، دانشکده علوم طبيعي، دانشگاه تبريز، کد پستي: 51664

بلورشناسي و كاني شناسي ايران  پاييز 1387; 16(3):459-472.

نهشته بوکسيتي پرمو - ترياس شمال خاوري بوکان، به شکل چينه سان در مرز بين سازندهاي روته و اليکا گسترش و تکامل يافته و شامل 4 واحد سنگي مجزاست. اين نهشته تحت تاثير فرايندهاي زمين ساختي و ريخت شناسي قرار گرفته است. بررسيهاي کاني شناسي و ژئوشيميايي نشان مي دهند که در طي فرايندهاي هوازدگي، دو ساز و کار آهن زدايي و آهن زايي نقش بارزي در تشکيل کانيهاي دياسپور، بوهميت، هماتيت، گوتيت، کائولينيت، پيروفيليت، کلينوکلر، ايليت، مونت موريلونيت، آناتاز، روتيل، آلبيت، سانيدين، کوارتز، و کلسيت در اين نهشته ايفا کرده اند. با توجه به شواهد صحرايي و يافته هاي کاني شناسي و ژئوشيميايي، بازالتها (که هنوز بقايايي از آنها در طول برخوردگاه اين نهشته با سنگ بستر کربناته موجود است) سنگ مادر اين نهشته هستند. الگوي توزيع REE (هنجار شده به کندريت و سنگ مادر بازالتي) همراه با تغييرات ناهنجاريهاي Eu و Ce و (La/Yb)N، تفکيک  HREEها را طي فرايندهاي بوکسيتي شدن نشان مي دهند. ملاحظات ژئوشيميايي بيشتر نشان مي دهند که تمرکزهاي  LREEها با کانيهاي هماتيت، گوتيت، اکسيدهاي منگنز،Cerianite  و فسفاتهاي ثانويه (Rhabdophane، Vitusite،Gorceixite  و Monazite)، و تمرکز  HREEها با کاني هاي رسي، روتيل، آناتاز، زيرکن، Euxenite  و Fergusonite رخ داده اند. تلفيق نتايج حاصل از بررسيهاي کاني شناسي و ژئوشيميايي پيشنهاد مي کنند که علاوه بر فاکتورهايي چون تغييرات pH آبگونهاي عامل هوازدگي، پتانسيل يوني، ترکيب شيميايي سنگ مادر و تثبيت در کانيهاي مقاوم، فرايندهاي جذب سطحي نيز نقش مهمي در غني شدگي  REEها طي لاتريتي شدن متوسط تا شديد در گستره مورد مطالعه ايفا کرده اند.

كليد واژه: بوکسيت، سنگ مادر، ژئوشيمي عناصر REE، آهن زدايي، کانيهاي ميزبان، شمال خاوري بوکان

اصل مقاله دراینجا

* مطالعه ميزان آلودگي هاي گاو، گوسفند و بز به کنه هاي ايکسوديده در دامداري هاي اطراف شهرستان بوکان (مقاله كوتاه)

 يخچالي محمد،عزيزي كامل

مجله دامپزشکي ايران (دانشگاه شهيد چمران اهواز)  زمستان 1386; 3(4 (مسلسل 17)):100-105.

اين مطالعه در سال 1382 در دامداري هاي اطراف شهرستان بوکان (استان آذربايجان غربي) بر روي 342 راس گاو، 145 راس گوسفند و 105 راس بز انجام شد. ميزان شيوع آلودگي به کنه هاي سخت (ايکسوديده) 33.78 درصد بود. توزيع فراواني آلودگي در گاو 18.32 درصد، گوسفند 31.03 درصد و بز 88.57 درصد تعيين گرديد. کل تعداد کنه هاي جدا شده 995 عدد بود که از گاو، گوسفند و بز به ترتيب 441، 310 و 244 عدد جدا شد. کنه هاي سخت شناسايي شده در گاو شامل يک جنس با تنوع گونه اي هيالوما دتريتوم (50 درصد)، هيالوما آسياتيکوم آسياتيکوم (25 درصد) و هيالوما آناتوليکوم آناتوليکوم (25 درصد) بود. در گوسفند دو جنس با تنوع گونه اي ريپي سفالوس سانگوينوس (85.7 درصد) و همافيزاليس اينرميس (14.3 درصد) و در بز نيز دو جنس با تنوع گونه اي ريپي سفالوس سانگوينوس (62.5 درصد) و همافيزاليس اينرميس (37.5 درصد) شناسايي شدند. ميانگين تعداد کنه به هر راس گاو 1.3، گوسفند 2.14 و بز 2.32 عدد تعيين گرديد. نتايج نشان داد که بيشترين ميزان آلودگي به کنه سخت در ناحيه پستان و کشاله ران گاو (58.40 درصد)، گوش گوسفند (54.14 درصد) و گوش بز (67.5 درصد) بود. در صورتي که کمترين ميزان آلودگي در ناحيه سر و گردن گاو (2.85 درصد)، کارتيه هاي پستان و کشاله ران گوساله (8.76 درصد) و کارتيه هاي پستان و کشاله ران بز (10.07 درصد) مشاهده گرديد

كليد واژه: کنه هاي ايکسوديده، گاو، گوسفند، بز، بوکان

* کيفيت زندگي و عوامل موثر بر آن در کارکنان ادارات دولتي شهرستان بوکان، سال 1388

 عبداله پور ابراهيم،سليمي يحيي،نجات سحرناز،جرجران شوشتري زهرا

تهران، دانشگاه علوم پزشكي تهران، دانشكده بهداشت، گروه اپيدميولوژي و آمار حياتي، تهران، ايران

مجله پزشكي دانشگاه علوم پزشكي اروميه  فروردين و ارديبهشت 1390; 22(1):40-47.

پيش زمينه و هدف: کيفيت زندگي کارکنان دولت به علت قرار داشتن اين قشر در معرض عوامل استرس ‌زاي محيطي، اجتماعي - اقتصادي و شغلي از اهميت زيادي برخوردار است. هدف اين مطالعه تعيين کيفيت زندگي کارکنان ادارات دولتي شهرستان بوکان و برخي از عوامل موثر بر آن مي‌ باشد و نتايج آن مي ‌تواند به عنوان اطلاعات پايه براي مطالعات بعدي مورد استفاده سياست گذاران سلامت قرار گيرد.

مواد و روش کار: در مطالعه حاضر 462 نفر از کارکنان ادارات دولتي شهرستان بوکان پرسشنامه کيفيت زندگي سازمان جهاني بهداشت را تکميل نمودند. نمونه گيري به صورت خوشه ‌اي صورت پذيرفت و به هر حيطه بر اساس دست نامه سازمان جهاني بهداشت امتيازي معادل 0 تا 100 داده شد. متغيرهاي نهايي باقيمانده در مدل رگرسيون خطي چند متغيره نيز با استفاده از نرم افزار SPSS17 تعيين شدند.

يافته ‌ها: ميانگين چهار بعد تشکيل دهنده کيفيت زندگي (سلامت جسماني، رواني، اجتماعي و محيطي) کارکنان ادارات دولتي شهرستان بوکان به ترتيب 66.9، 61.64، 67.8 و 51.5 بدست آمد. عوامل تاثيرگذار در هر حيطه به ترتيب سطح تحصيلات و وجود بيماري همراه در بعد سلامت جسماني، وضعيت استخدامي در بعد سلامت روان، وضعيت منزل مسکوني و تعداد سال‌ هاي سابقه شغلي در بعد سلامت محيط و وضعيت تاهل در بعد سلامت اجتماعي بود.

بحث و نتيجه گيري: از آنجايي که مطالعه حاضر براي اولين بار در زيرگروه کارکنان ادارات دولتي در سطح کشور انجام پذيرفته است نتايج آن مي ‌تواند ضمن فراهم آوردن اطلاعات مفيدي در زمينه کيفيت زندگي در اين زيرگروه از جامعه، فرضيه هايي در مورد برخي از عوامل موثر بر آن ارائه دهد

كليد واژه: کيفيت زندگي، کارکنان دولت، سازمان بهداشت جهاني، بوکان

اصل مقاله دراینجا

*