مانناها و بوکان
در آغاز هزاره اول پیش از میلاد، مخلوطی از طوایف قفقازی و آریایی به نام «ماننا» در جلگه جنوبی دریاچه ارومیه سکونت داشتند که برای نخستین بار در سده نهم پیش از میلاد در سالنامه های آشوری از ایشان نام برده شده است. بیشتر پژوهشگران معتقدند که «مانناها» شامل اتحادیه ای از اقوام منطقه بودند و خود نیز از گذشته جزئی از سازمان حکومتی لولوبی ها و گوتی ها را تشکیل می دادند. آنان با پیروزی بر دیگر اتحادیه های منطقه، دولت «مانناها» را پایه ریزی کردند و پایتخت ایشان شهر «ایزیرتو» در نزدیکی بوکان- سقز کنونی بوده است. در سده هشتم پیش از میلاد دولت «مانناها» از حکومت های مقتدر منطقه محسوب می شد و از نواحی جنوب شرقی دریاچه ارومیه تا حدود جنوب غربی دریای خزر و از طرف غرب از حدود مراغه تا بوکان و سقز امروزی را تحت سلطه خود داشت.
آشوری ها در فرصت های مختلف برای غارت و چپاول به سرزمین «مانناها» یورش می بردند و در پی ویرانگری خود، جمعی را به اسارت می گرفتند. حضور صنعتگران و هنرمندان در میان این اسیران، غنیمتی گران بها برای آشوریان به شمار می رفت زیرا از وجود آنان در کار رونق شهرهای آشور و به ویژه «نینوا» بهره می جستند. با وجود پیوند های بسیار نزدیک فرهنگی بین «مانناها» و اورارتوها، بر سر گسترش منطقه زیر نفوذ سیاسی یکدیگر، بین آنان نیز درگیری هایی صورت می پذیرفت. در سده هفتم پیش از میلاد پس از شکست در جنگ با «آشور بانیپال»، سرزمین «مانناها» تحت سلطه آشور در آمده و بدین ترتیب حکومت ایشان منقرض می شود.
«مانناها» در خلق آثار هنری در زمینه معماری، فلزکاری، سفالگری و به ویژه آثار تزیینی طلا و آجرهای نقش دار، از هنر و اعتبار والایی برخوردار بودند. تا کنون از سه محل باستانی زیویه، حسنلو و «قلایچی» آثار با ارزشی که به نام «مانناها» شهرت دارد به دست آمده است. آثار هنری و پر ارزش کشف شده در «زیویه» و «حسنلو» از نظر نشان دادن پیشرفت های خیره کننده فرهنگ و تمدن فلات ایران در هزاره نخست پیش از میلاد دارای اهمیتی بنیادین هستند.
ایران، آذربایجان غربی، شهرستان بوکان.